آنقدر گسترده شده بود که یخچالهای عظیمی را تشکیل میداد که رو به آب، صخرههای بلند قرار داشتند. در طول یک شب زیبا و آرام، منظره از کنار آتش ما، در این کانال دعانویس باریک، بسیار چشمگیر بود، هرچند محدود. کوههای انبوه و بسیار شیبدار ما را از سه طرف احاطه کرده بودند و در مقابل، تنها چند مایل دورتر، مانع عظیمی از حاجت گرفتن کوههای پوشیده از برف وجود داشت که ماه بر روی آن میدرخشید. آب میان آنها چنان زلال بود که میشد طرح کلی آنها را به وضوح در آن ردیابی کرد: اما گاهی اوقات سکوت مرگباری توسط
تودههای شیطانی یخی که از یخچالهای روبرو میریختند، شکسته میشد؛ اعمال صالح تودههایی که با هم برخورد میکردند و در اطراف میپیچیدند - مانند فورانهای یک آتشفشان دوردست. «۱۰. امروز صبح، قبل از طلوع آفتاب، پاروهایمان را روشن کرده بودیم؛ و زمانی خمام جادو سیاه که خورشید به اندازه کافی بالا کافر آمده بود تا بتوانیم رصد کنیم، چندین مایل به سمت غرب محل استراحتمان فاصله داشتیم. بعد از بررسی مناظر، در حالی که نماز خواندن مردان مشغول آشپزی بودند، چند جهت را پیدا کردم و آماده بازگشت شدم، قصد نداشتم بیشتر به سمت غرب بروم. از آن نقطه، بیش از علوم غریبه بیست
مایل به سمت غرب (با متون کهن شیاطین قطبنما) آب دیدم؛ و سپس دید من به دلیل کانالی که به سمت فرشتگان جنوب میچرخید، محدود شد. در آن بیست مایل، کوچکترین نشانی از روزنه به سمت شمال دیده نمیشد؛ کوهها پشت سر هم و بدون وقفه پشت سر هم مشرکان میآمدند. سه پشته یا رشته کوه را میشد شماره ملا ردیابی کرد که به موازات یکدیگر قرار داشتند؛ و نزدیکترین قلههای رشته کوه سوم یا دورترین قله، که از شمال و شرق من امتداد یافته بودند و اجنه غیر مسلمان تا جایی که چشم کار میکرد به سمت شمال و غرب ادامه مییافتند، حداقل
پنج لیگ فاصله داشتند. ارتفاع آنها را حدود چهار هزار فوت تخمین میزدم: ارتفاع نزدیکترین آنها به من، حدود دو هزار فوت؛ تعویذ و از آنهایی که در رشته کوه قدیس میانی فرشتگان فرشتگان بودند، که ذکر شد{۴۴۳}همین الان، حدود سه هزار. از دور، به نظر میرسید که کانال به سمت جنوب غرب امتداد دارد، و در آنجا کنارههای کوهها علی آباد کتول بسیار برهنه و فرسوده از آب و هوا به نظر میرسیدند، در حالی که نزدیک من پوشیده از چوب بودند. این باعث شد نتیجه بگیرم که در غرب، آنها در روح معرض بادهای دریایی قرار دارند و کانال در
آنجا پایان دورود مییابد. با مشاهدات، متوجه شدم که ما تقریباً در طول جغرافیایی تنگه کریسمس و در عرض جغرافیایی ۵۴ درجه و ۵۴ دقیقه جنوبی قرار داریم، بنابراین بیست مایل در جنوب انتهای تنگه آدمیرالتی، اما به طور قابل توجهی در غرب آن هستیم. این موقعیت، و جهتها و فواصل تخمینی، به جادوگر من نشان داد که بازوی دیگر دعا این کانال طولانی در نزدیکی دعانویس نقطهای که آقای موری (نزدیک رأس تنگه رمل کریسمس) یک «کانال که به سمت شرق، فراتر از دید، امتداد دارد» ایجاد کرده بود، باز میشود. و اینکه شاخهای که من دعانویس در جادو
آن دعا بودم باید به سمت خلیج یا تنگه به شمال غربی تنگه کریسمس، در پایه زمین طلسم بسیار مرتفعی که آقای موری آن فرشته را «رشته کوههای ارواح پوشیده از برف پیوسته» توصیف طلسم کلیسا کرده بود، منتهی شود. زمان اوج آب در این کانال دقیقاً با زمان اوج آب در ساحل دریای توسل مجاور مطابقت داشت، اما تقریباً با زمان اوج آب در تنگه ماگالهانس مطابقت نداشت. این حقایق و ظاهر زمین، مقدس هرگونه شکی را در ذهن من در مورد وجود یک رشته کوه پیوسته که از کانال باربارا تا کوه بل امتداد دارد، از بین برد
و بنابراین تصمیم گرفتم دیگر وقت خود را صرف جستجوی گذرگاهی به سمت شمال در آن حوالی ماسال نکنم، بلکه با عجله سواحل بیرونی را بررسی کنم. «کانال اینجا حدود یک مایل حرز عرض داشت، اما کیمیاگری کوههای دو طرف که به طور ناگهانی سر بر آورده بودند، باعث میشدند که بسیار باریکتر به نظر برسد. اگر دردسر و اضطراب ابجد رسیدن به خشکی در جای مناسب نبود، و اینکه یک کشتی شماره ملا میتوانست در مسیر خود، در دریای آزاد، هم در شب و هم در روز، حرکت کند، میتوانست گذرگاه خوبی برای جفر کشتی باشد تا از سمت غرب
از آن عبور کند؛ اما در اینجا به سختی میتوانست شب را انتخاب کند، دعانویس زیرا در بعضی قسمتها چند جزیره کوچک کمارتفاع، نزدیک دعا به وسط کانال، وجود دارد. برای یک قایق، در صورت غرق شدن کشتی یا دلیل فوری دیگر، ممکن است
تودههای شیطانی یخی که از یخچالهای روبرو میریختند، شکسته میشد؛ اعمال صالح تودههایی که با هم برخورد میکردند و در اطراف میپیچیدند - مانند فورانهای یک آتشفشان دوردست. «۱۰. امروز صبح، قبل از طلوع آفتاب، پاروهایمان را روشن کرده بودیم؛ و زمانی خمام جادو سیاه که خورشید به اندازه کافی بالا کافر آمده بود تا بتوانیم رصد کنیم، چندین مایل به سمت غرب محل استراحتمان فاصله داشتیم. بعد از بررسی مناظر، در حالی که نماز خواندن مردان مشغول آشپزی بودند، چند جهت را پیدا کردم و آماده بازگشت شدم، قصد نداشتم بیشتر به سمت غرب بروم. از آن نقطه، بیش از علوم غریبه بیست
مایل به سمت غرب (با متون کهن شیاطین قطبنما) آب دیدم؛ و سپس دید من به دلیل کانالی که به سمت فرشتگان جنوب میچرخید، محدود شد. در آن بیست مایل، کوچکترین نشانی از روزنه به سمت شمال دیده نمیشد؛ کوهها پشت سر هم و بدون وقفه پشت سر هم مشرکان میآمدند. سه پشته یا رشته کوه را میشد شماره ملا ردیابی کرد که به موازات یکدیگر قرار داشتند؛ و نزدیکترین قلههای رشته کوه سوم یا دورترین قله، که از شمال و شرق من امتداد یافته بودند و اجنه غیر مسلمان تا جایی که چشم کار میکرد به سمت شمال و غرب ادامه مییافتند، حداقل
پنج لیگ فاصله داشتند. ارتفاع آنها را حدود چهار هزار فوت تخمین میزدم: ارتفاع نزدیکترین آنها به من، حدود دو هزار فوت؛ تعویذ و از آنهایی که در رشته کوه قدیس میانی فرشتگان فرشتگان بودند، که ذکر شد{۴۴۳}همین الان، حدود سه هزار. از دور، به نظر میرسید که کانال به سمت جنوب غرب امتداد دارد، و در آنجا کنارههای کوهها علی آباد کتول بسیار برهنه و فرسوده از آب و هوا به نظر میرسیدند، در حالی که نزدیک من پوشیده از چوب بودند. این باعث شد نتیجه بگیرم که در غرب، آنها در روح معرض بادهای دریایی قرار دارند و کانال در
آنجا پایان دورود مییابد. با مشاهدات، متوجه شدم که ما تقریباً در طول جغرافیایی تنگه کریسمس و در عرض جغرافیایی ۵۴ درجه و ۵۴ دقیقه جنوبی قرار داریم، بنابراین بیست مایل در جنوب انتهای تنگه آدمیرالتی، اما به طور قابل توجهی در غرب آن هستیم. این موقعیت، و جهتها و فواصل تخمینی، به جادوگر من نشان داد که بازوی دیگر دعا این کانال طولانی در نزدیکی دعانویس نقطهای که آقای موری (نزدیک رأس تنگه رمل کریسمس) یک «کانال که به سمت شرق، فراتر از دید، امتداد دارد» ایجاد کرده بود، باز میشود. و اینکه شاخهای که من دعانویس در جادو
آن دعا بودم باید به سمت خلیج یا تنگه به شمال غربی تنگه کریسمس، در پایه زمین طلسم بسیار مرتفعی که آقای موری آن فرشته را «رشته کوههای ارواح پوشیده از برف پیوسته» توصیف طلسم کلیسا کرده بود، منتهی شود. زمان اوج آب در این کانال دقیقاً با زمان اوج آب در ساحل دریای توسل مجاور مطابقت داشت، اما تقریباً با زمان اوج آب در تنگه ماگالهانس مطابقت نداشت. این حقایق و ظاهر زمین، مقدس هرگونه شکی را در ذهن من در مورد وجود یک رشته کوه پیوسته که از کانال باربارا تا کوه بل امتداد دارد، از بین برد
و بنابراین تصمیم گرفتم دیگر وقت خود را صرف جستجوی گذرگاهی به سمت شمال در آن حوالی ماسال نکنم، بلکه با عجله سواحل بیرونی را بررسی کنم. «کانال اینجا حدود یک مایل حرز عرض داشت، اما کیمیاگری کوههای دو طرف که به طور ناگهانی سر بر آورده بودند، باعث میشدند که بسیار باریکتر به نظر برسد. اگر دردسر و اضطراب ابجد رسیدن به خشکی در جای مناسب نبود، و اینکه یک کشتی شماره ملا میتوانست در مسیر خود، در دریای آزاد، هم در شب و هم در روز، حرکت کند، میتوانست گذرگاه خوبی برای جفر کشتی باشد تا از سمت غرب
از آن عبور کند؛ اما در اینجا به سختی میتوانست شب را انتخاب کند، دعانویس زیرا در بعضی قسمتها چند جزیره کوچک کمارتفاع، نزدیک دعا به وسط کانال، وجود دارد. برای یک قایق، در صورت غرق شدن کشتی یا دلیل فوری دیگر، ممکن است
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۴:۳۹ ۷ بازديد
- ۰ نظر