گراش

فال آنلاین و جدید

گراش

۳ بازديد
برای بقیه شد. بقیه هم پشت سرش راه افتادند. حمل چهار جسد به جایی که دوستانمان می‌خواستند ببرند، مخصوصاً بدون اینکه کسی ما را ببیند، کار واقعاً سختی بود. آنها به سمت هادسون راه افتادند. در زمان مارک، به دانشجویان افسری اجازه داده می‌شد که قایق پارویی کرایه کنند، یعنی همه به جز عوام. اما تهیه‌ی یکی از آنها برای عوام به اندازه‌ی کافی آسان بود، همانطور که در واقع تهیه‌ی هر چیز دیگری، تنباکو یا خوراکی، آسان بود. متصدی طبل کوچک همیشه قابل رشوه دادن است، و این دلیل این واقعیت است[173] دو قایق گراش پارویی بزرگ در مکانی آرام بسته شده بودند و آماده‌ی سفر اکتشافی بودند.

از آنجایی که لانه نزدیک ساحل بود، طلسم پارو زدن راه آسان‌تری برای حمل زندانیان به آنجا فراهم می‌کرد. آنها قایق‌ها را بدون دردسر پیدا کردند و جوجه‌های یک ساله را در کف قایق گذاشتند. آنها در این مورد خیلی هم ملایم نبودند. سپس بقیه به سرعت وارد شدند و صف طولانی شروع شد که در طی آن بهترین دعانویس شهر کسانی که پارو نمی‌زدند، با زمزمه کردن پیشگویی‌های مختلف در طلسم نویس مورد شکنجه‌های آینده و به طور کلی مضرات شرارت، حال جوجه‌های یک ساله نگون بخت را خوب کردند. کشیش قصرقند حدود دوازده آیه از کتاب مقدس را برای اثبات این حقیقت آشکار خواند.

ما اینجا توقف نمی‌کنیم تا وضعیت روحی بول هریس خشمگین را زیر این شکنجه ملایم تصور کنیم. دیگر بس است. همینقدر کافی است که بگوییم این بهترین دعانویس شهر جنجال حدود یک ساعت بعد به پایان رسید و گروه به ساحل رسید. و همچنین قبل از اینکه آنها به سمت جنگل حرکت کنند، ایده درخشانی به ذهن تگزاسیِ بی‌رحم و زیرک خطور بهترین دعانویس شهر کرد. آنها می‌خواستند آن دانشجویان را به لرزه درآورند؛ چه اشکالی داشت که حالا که آب سرد و گوارای زیادی در دسترس بود، اجازه می‌دادند شروع کنند؟ آن شش نفر زمزمه کنان مشورتی ترتیب دادند؛[174] موافقت کردند که با توجه به تمام وحشیگری بول و دار و دسته‌اش، هیچ فراخوانی برای تعدیل عدالت با رحم بمپور وجود ندارد.

در نتیجه‌ی این طلسم نویس تصمیم، هر یک از بهترین دعانویس شهر بچه‌های جادو و طلسمات یک ساله را محکم با پاشنه‌هایشان نگه داشتند و در حالی که آب دهانشان را قورت می‌دادند و نفس نفس می‌زدند، کاملاً زیر آب فرو بردند و سپس دوباره بالا کشیدند. این کار خشم آنها را فرو ننشاند، اما باورتان می‌شود که این کار باعث لرزیدنشان شد. در طول این مراسم غسل تعمید، کشیش کلاسیک، طبق معمول، جالب بود. او روی صخره‌ای در همان نزدیکی نشست و داستان را که با کنایه‌های فراوان تزئین شده بود، تعریف کرد که مهرستان چگونه «تتیسِ نقره‌پا، دختر پیرمرد دریا»، همانطور که هومر او را صدا می‌زند، پسرش، آشیلِ «تیزپا» را گرفت و او را در یک چشمه جادویی فرو برد جادو و طلسمات تا به او جاودانگی ببخشد.

همه خیس شدند به جز پاشنه‌ای که او او را گرفته بود، و بنابراین ضربه‌ای به پاشنه بود که قهرمان یونانی را کشت. کشیش گفت: «بنابراین، آقایان، از آنجایی که نمی‌خواهید بول هریس امشب به خاطر درمانی که دریافت می‌کند بمیرد، با تمام وجود پیشنهاد می‌کنم دوباره او را در بیمارستان بستری کنید و پاهایش را خیس کنید.» در حالی که این کار در حال انجام بود، آن محقق فنوج فرهیخته بوستونی بحث را به موضوع باپتیست‌ها و دیدگاه‌های آنها در مورد غوطه‌وری کامل در کلیسا معطوف کرد؛ که بی‌درنگ دیویی جادو و طلسمات را به یاد داستانی از یک جلسه «تاریک» در اردوگاه انداخت.

[175]«برادر جونز خیلی چاق بود،» او گفت، «و خدای من، وقتی دین گرفت و خواست غسل تعمید بگیرد، فقط یک بهترین دعانویس شهر نهر کوچک برای قرار دادنش طلسم وجود داشت. آنها عمیق‌ترین جایی را که می‌توانستند دعا پیدا کردند، اما خدای من، شکم برادر جونز جادو و طلسمات هنوز از آب بیرون بود. حالا شماس گفت که «بزرگترین» گناه او شکم‌پرستی است، و اگر کاملاً زیر آب نرود، شیطان هنوز شکمش را خواهد داشت و برادر جونز تا آخر عمرش یک شکم‌پرست خواهد بود، خدای من. بنابراین همه برادران و خواهران باید به دعا آب می‌رفتند و روی شکم برادر جونز می‌نشستند تا همه گناهانش شسته شود.» کسانی که در این مورد مشغول غرق کردن مردم بودند، چنان مجذوب شیوه‌ی روایت داستان توسط دیویی شدند که نزدیک بود بیبی ادواردز، آخرین قربانی، از دستشان برود. اما در نهایت او را به سلامت بیرون کشیدند و پس از آن، گروه شادمان به سمت «لانه‌ی هفت‌گانه» راه افتادند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.