نسبتاً متعادل، صد یارد پایینتر از محل کمپ او، واژگون شد و به متون کهن سمت پایین سر خورد. این باعث ایجاد بهمن کوچکی از سنگها و صخرهها شد. مواد سست مسافت زیادی را طی نکردند، اما سنگ متعادل اولیه قبل از اینکه متوقف شود، تا مسافتی بالا و پایین حرز رفت. پژواکها بین دامنه تپهها میپیچیدند، اما خیلی بلند نبودند و خیلی زود تمام شدند. لاکلی حدس زد[10]او به طور خودکار شش علت احتمالی را برای آن رانش کوچک سنگ در نظر گرفت، اما اصلاً به لرزهای نامحسوس ناشی از دعانویس انفجار یک ماده منفجره قوی در فاصله سی مایلی
جادو فکر نکرد. هشت دقیقه بعد، او صدای غرش عمیقی را در شمال شرقی شنید. این صدا به طرز باورنکردنی بم موکل جن بود. غلتید شیاطین و در افق پیچید. صدای انفجار صد تُن مواد منفجره قوی یا برخوردی معادل آن را میتوان تا سی طلسم مایل شنید، اما در آن فاصله خیلی شبیه صدای انفجار نیست. اجنه غیر مسلمان او صبحانهاش را بدون لذت تمام کرد. در آن زمان، بیش از سه چهارم نیروی هوایی در ساحل اقیانوس آرام در هوا بودند و هواپیماهای بیشتری لحظه به لحظه به سمت آسمان شلیک میشدند. ناگزیر غیرنظامیان متوجه دعا ترافیک هوایی چند برابر شده
بودند. خبرنگاران شروع به تماس با پایگاههای هوایی کردند تا بپرسند که آیا هشدار تمرینی به دوگنبدان صدا درآمده است دعانویس یا مسئله جدیتری در جریان است. این روزها چنین پرسشهایی طبیعی کلیسا بود. دعانویس تمام دنیا نگران بود. برای ناظر عادی، چشماندازها به جز فاجعه، برای همه چیز بد به نظر میرسید. رمال بحرانی در سازمان ملل متحد وجود داشت که یک بار سازماندهی مجدد کیمیاگری تعویذ شده بود و ممکن بود دوباره نیاز به طلسم تغییر داشته باشد. اختلافی بین ایالات متحده و روسیه بر مقدس سر ماهوارههایی که اخیراً در مدار قرار گرفته بودند، وجود داشت. آنها
مظنون به حمل بمبهای همجوشی بودند که آماده شیرجه به سمت اهداف انتخاب شده با سیگنال بودند. روسها آمریکاییها را متهم کردند و آمریکاییها روسها را، و هر دو ممکن است درست گفته باشند. جهان دعانویس برای مدت طولانی چنان ناآرام بود که پناهگاههای اضطراری از چیلیکوت، اوهایو، تا سنگاپور، مالایا و برعکس وجود داشت. نقاط بحرانی دائمی طلسمات در مکانهای مختلف منوجان وجود داشت که عملاً هر لحظه احتمال وقوع هر اتفاقی وجود داشت. مردم هر ملتی ابطال کردن جادو مضطرب بودند. فشار مداومی همزاد بر دولتها و احزاب سیاسی وجود داشت، به طوری که همه دولتها متزلزل به نظر میرسیدند
و همه...[11] احزاب درمانده. هیچ کس نمیتوانست به دنبال یک روح دوران پیری آرام باشد و اکثر مردم علوم غریبه به سختی امیدی به رسیدن به میانسالی فرشتگان داشتند. گمیشان ورود یک شیء از فضا به طرز ماهرانهای برنامهریزی شده بود تا فیوزهای احساسی کل جمعیت را منفجر کند. اما لاکلی صبحانهاش را بدون هیچ پیشآگاهی جفر خورد. نسیم میوزید و از هر پایگاه هوایی در امتداد ساحل، هواپیماهای جنگی به هوا برخاستند و در آرایشهایی قرار گرفتند که برای رهگیری هر مذهب چیزی نماز خواندن که بال داشت یا برای پرتاب موشکهای سر اتمی به هر چیزی که رادارهایشان میتوانستند تشخیص
دهند، طراحی شده بودند. ساعت هشت و بیست دقیقه، لاکلی به سراغ دستگاه خط پایه الکترونیکی رفت که قرار بود امروز صبح از آن استفاده دعا نویسی کند. این دستگاه، نسخهای اصلاحشده از دستگاههایی بود طلسم نویس سیمین شهر که برای ثبت زمان ماهوارههای مصنوعی در مدارشان توسل و اندازهگیری فاصله آنها در چند اینچ از صدها مایل دورتر استفاده میشد. هدف، تهیه طلسم نقشهای واقعاً دقیق از نسخ خطی پارک بود. دستگاههای شیطان دیگری نیز در موقعیتهای دید دیگر، بسیار دور، وجود داشتند. برنامه طلسم لاکلی ایجاب میکرد که آنها احضار امروز صبح فاصله دین خود را از یکدیگر اندازهگیری کنند. دو دستگاه
با دقت روی خطوط شبکه قارهای فرشتگان قرار داده شدند. در حدود بیست دقیقه همکاری، فاصله شش دستگاه از این قبیل را میتوان با دقت شگفتانگیزی اندازهگیری کرد و به خطوط پایهای که از قبل در سراسر قاره پراکنده بودند، علوم غریبه متصل کرد. در حال حاضر، هواپیماهای عکاسی از بالای سر پرواز میکنند و از ارتفاع سی هزار دعا پایی عکسهای همپوشانی میگیرند. آنها نقاط نقشهبرداری را نشان میدهند شیاطین و اندازهگیریهای بین آنها دقیق خواهد بود، عکسها میتوانند به عنوان جفتهای استریو برای جدا کردن خطوط کانتور استفاده شوند و در عرض چند روز، یک نقشه وجود خواهد داشت
- رویای یک نقشهبردار واقعی برای دقت و جزئیات. قصد همین بود. اما اگرچه لاکلی هنوز چیزی در مورد آن نشنیده بود، گزارش شد که چیزی از فضا فرود آمده و شوکی مانند برخورد ایجاد شده است.[12]ثبت میشد و تمام شرایط به زودی تغییر
جادو فکر نکرد. هشت دقیقه بعد، او صدای غرش عمیقی را در شمال شرقی شنید. این صدا به طرز باورنکردنی بم موکل جن بود. غلتید شیاطین و در افق پیچید. صدای انفجار صد تُن مواد منفجره قوی یا برخوردی معادل آن را میتوان تا سی طلسم مایل شنید، اما در آن فاصله خیلی شبیه صدای انفجار نیست. اجنه غیر مسلمان او صبحانهاش را بدون لذت تمام کرد. در آن زمان، بیش از سه چهارم نیروی هوایی در ساحل اقیانوس آرام در هوا بودند و هواپیماهای بیشتری لحظه به لحظه به سمت آسمان شلیک میشدند. ناگزیر غیرنظامیان متوجه دعا ترافیک هوایی چند برابر شده
بودند. خبرنگاران شروع به تماس با پایگاههای هوایی کردند تا بپرسند که آیا هشدار تمرینی به دوگنبدان صدا درآمده است دعانویس یا مسئله جدیتری در جریان است. این روزها چنین پرسشهایی طبیعی کلیسا بود. دعانویس تمام دنیا نگران بود. برای ناظر عادی، چشماندازها به جز فاجعه، برای همه چیز بد به نظر میرسید. رمال بحرانی در سازمان ملل متحد وجود داشت که یک بار سازماندهی مجدد کیمیاگری تعویذ شده بود و ممکن بود دوباره نیاز به طلسم تغییر داشته باشد. اختلافی بین ایالات متحده و روسیه بر مقدس سر ماهوارههایی که اخیراً در مدار قرار گرفته بودند، وجود داشت. آنها
مظنون به حمل بمبهای همجوشی بودند که آماده شیرجه به سمت اهداف انتخاب شده با سیگنال بودند. روسها آمریکاییها را متهم کردند و آمریکاییها روسها را، و هر دو ممکن است درست گفته باشند. جهان دعانویس برای مدت طولانی چنان ناآرام بود که پناهگاههای اضطراری از چیلیکوت، اوهایو، تا سنگاپور، مالایا و برعکس وجود داشت. نقاط بحرانی دائمی طلسمات در مکانهای مختلف منوجان وجود داشت که عملاً هر لحظه احتمال وقوع هر اتفاقی وجود داشت. مردم هر ملتی ابطال کردن جادو مضطرب بودند. فشار مداومی همزاد بر دولتها و احزاب سیاسی وجود داشت، به طوری که همه دولتها متزلزل به نظر میرسیدند
و همه...[11] احزاب درمانده. هیچ کس نمیتوانست به دنبال یک روح دوران پیری آرام باشد و اکثر مردم علوم غریبه به سختی امیدی به رسیدن به میانسالی فرشتگان داشتند. گمیشان ورود یک شیء از فضا به طرز ماهرانهای برنامهریزی شده بود تا فیوزهای احساسی کل جمعیت را منفجر کند. اما لاکلی صبحانهاش را بدون هیچ پیشآگاهی جفر خورد. نسیم میوزید و از هر پایگاه هوایی در امتداد ساحل، هواپیماهای جنگی به هوا برخاستند و در آرایشهایی قرار گرفتند که برای رهگیری هر مذهب چیزی نماز خواندن که بال داشت یا برای پرتاب موشکهای سر اتمی به هر چیزی که رادارهایشان میتوانستند تشخیص
دهند، طراحی شده بودند. ساعت هشت و بیست دقیقه، لاکلی به سراغ دستگاه خط پایه الکترونیکی رفت که قرار بود امروز صبح از آن استفاده دعا نویسی کند. این دستگاه، نسخهای اصلاحشده از دستگاههایی بود طلسم نویس سیمین شهر که برای ثبت زمان ماهوارههای مصنوعی در مدارشان توسل و اندازهگیری فاصله آنها در چند اینچ از صدها مایل دورتر استفاده میشد. هدف، تهیه طلسم نقشهای واقعاً دقیق از نسخ خطی پارک بود. دستگاههای شیطان دیگری نیز در موقعیتهای دید دیگر، بسیار دور، وجود داشتند. برنامه طلسم لاکلی ایجاب میکرد که آنها احضار امروز صبح فاصله دین خود را از یکدیگر اندازهگیری کنند. دو دستگاه
با دقت روی خطوط شبکه قارهای فرشتگان قرار داده شدند. در حدود بیست دقیقه همکاری، فاصله شش دستگاه از این قبیل را میتوان با دقت شگفتانگیزی اندازهگیری کرد و به خطوط پایهای که از قبل در سراسر قاره پراکنده بودند، علوم غریبه متصل کرد. در حال حاضر، هواپیماهای عکاسی از بالای سر پرواز میکنند و از ارتفاع سی هزار دعا پایی عکسهای همپوشانی میگیرند. آنها نقاط نقشهبرداری را نشان میدهند شیاطین و اندازهگیریهای بین آنها دقیق خواهد بود، عکسها میتوانند به عنوان جفتهای استریو برای جدا کردن خطوط کانتور استفاده شوند و در عرض چند روز، یک نقشه وجود خواهد داشت
- رویای یک نقشهبردار واقعی برای دقت و جزئیات. قصد همین بود. اما اگرچه لاکلی هنوز چیزی در مورد آن نشنیده بود، گزارش شد که چیزی از فضا فرود آمده و شوکی مانند برخورد ایجاد شده است.[12]ثبت میشد و تمام شرایط به زودی تغییر
- سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ ۱۵:۳۸ ۶ بازديد
- ۰ نظر