یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ | ۱۴:۵۷ ۶ بازديد
حدود یک و نیم مایل در غرب شهر، همانطور که در آن زمان بود، برپا شد. این اردو شامل حدود ۷۰۰۰ مرد بود و تا هفته دوم نوامبر از هم نپاشید. شاهزاده در ماه مه در طلسم پاویون بود، اما دعا خیلی بعد از آن نرفت. خانم فیتزهربرت امسال به آنجا نرفت. پادشاه، در سخنرانی خود در افتتاحیه جلسه پارلمان، در 30 دسامبر 1794، گفت: «با کمال خرسندی رویداد فرخنده انعقاد پیمان ازدواج پسرم، شاهزاده ولز، با پرنسس کارولین، دختر دوک برانزویک را به شما اعلام میکنم؛ شواهد مداوم محبت شما طلسم به شخص من و ... خانوادهام مرا متقاعد میکنند که یزد در این موقعیت که برای شادی خانوادگیام بسیار جالب است، در احساساتی که دارم شریک خواهید شد و مرا قادر خواهید ساخت تا مقدمات چنین تأسیسی را فراهم
کنم، آنطور که مناسب شأن و منزلت وارث تاج و تخت این پادشاهیها میدانید. پس از آن، طنزپرداز تصویری در اسرع وقت (۲۴ ژانویه ۱۷۹۵) «رویای عاشق» را خلق کرد . «هزار فضیلت گویی او را ناچیز میشمرند، و هر گناه و تقصیری را از دعا خود طلسم دور کن. میلتون شاهزاده در رختخواب خوابیده و خواب عروس آیندهاش را میبیند که از آسمان نازل میشود و کوپیدها او را همراهی میکنند و باکوس، روباه، یهودیان، خانم همدان فیتزهربرت و شیاطین، اسبهای مسابقه و غیره را از خود میرانند؛ و در کنار تخت، پادشاه و ملکه حضور دارند که اولی کیسهای با برچسب ۱۵۰۰۰ پوند در سال در بهترین دعانویس شهر دست دارد.
در پاراگراف آخر میگوید: «از آنجایی که اعلیحضرت، به ویژه در شرایط فعلی، باید نگران رهایی شاهزاده ولز از این طلسم نویس مشکلات باشند، اعلیحضرت هیچ ایدهای برای پیشنهاد طلسم به پارلمان خود برای ایجاد هرگونه تدبیری برای این هدف، جز با اعمال بخشی طلسم از درآمدی که ممکن است به شاهزاده اختصاص یابد، ندارند؛ اما او صمیمانه به مجلس توصیه میکند که بهترین دعانویس شهر اراک مناسب بودن این امر را با تخصیص و تأمین درآمدهای حاصل از دوکنشین کورنوال، به همراه نسبتی از سایر درآمد سالانه شاهزاده، برای یک دوره معین، بررسی کند.» و اعلیحضرت آماده و مایل خواهند دعا بود با هر گونه مقرراتی که مجلس به منظور ایجاد یک ترتیب پرداخت منظم و بهترین دعانویس شهر به موقع در هزینههای آینده شاهزاده و جلوگیری از احتمال درگیر شدن مجدد شاهزاده در چنین
مرکب، برای پرداخت اصل بدهیها اختصاص یابد، که این کار در بیست و هفت سال انجام خواهد شد. سرانجام، طبق قانونی که در ۲۷ جادو و طلسمات ژوئن ۱۷۹۵ به تصویب سلطنتی رسید (۳۵ دعا ژئو. III.، حدود ۱۲۹)، قرار شد سالانه ۶۰،۰۰۰ پوند طلسم از درآمد شاهزاده جدا شده و به کمیسرها واگذار شود، و همچنین سالانه ۱۳،۰۰۰ پوند از دوکنشین کورنوال برای پرداخت بدهیهای شاهزاده اختصاص یابد، اقدامی که از نظر فلوریزل چندان مورد توجه قرار نگرفت. از این ازدواج نکبتبار نیازی به گفتن نیست. حضور در انظار عمومی تا زمان تولد ساوه پرنسس شارلوت ادامه یافت و شاهزاده و همسرش با هم از برایتون بازدید کردند، همانطور که در گزیدههای زیر از روزنامه ساسکس ویکلی ادورتایزر میبینیم : ۲۲ ژوئن ۱۷۹۵.
- «والاحضرت شاهزاده و شاهدخت ولز، بین ساعت یک تا دو دعا بامداد پنجشنبه گذشته به برایتون رسیدند. آنها در خانه آقای همیلتون، در خیابان استاین، که قرار است تا زمان تکمیل تغییرات در پاویلیون، به عنوان اقامتگاه سلطنتی تعیین شود، پیاده شدند.» «عصر، تمام شهر به افتخار ورود والاحضرتها چراغانی شد؛ اما رطوبت شب، تأثیر این روشنایی را به شدت کاهش داد، زیرا مانع از سوختن چراغهایی میشد که قلعه، کتابخانهها و سایر خانهها با آنها تزئین شده بودند.» «به ما اطلاع داده شده است که شاهزاده، با کت بزرگ خود، در شهر کرمان گشت دعا و گذار میکرد تا دستگاههای مختلف را ببیند.» اگرچه تاکنون نامساعد بودن هوا، زیباییهای برایتون را از دید پرنسس ولز پنهان کرده است، اما هیچ تأثیری بر روحیه والاحضرت ایشان نداشته است؛ برعکس، شادابی
و خوشرویی ایشان قویاً حاکی از تأیید این مکان توسط بهترین دعانویس شهر ایشان است. «شاهزاده، حوالی ظهر دیروز، به سمت شهر حرکت کرد، اما ما متوجه شدیم که اعلیحضرت قصد خود را مبنی بر بازگشت به برایتون در طول امروز اعلام کردهاند.» «صبح چهارشنبه، در صورت مساعد بودن هوا، شاهزاده و پرنسس ولز قصد دارند از اردوگاه بازدید کنند، زمانی که تمام صفوف صفآرایی طلسم نویس خواهند شد و به همین مناسبت، سلام سلطنتی خواهند داد. پس از آن، یک روز باشکوه در میدان برگزار خواهد شد.» ۲۹ ژوئن. - «شاهزاده و پرنسس ولز، چهارشنبه طلسم گذشته، همانطور که انتظار میرفت، از اردوگاه بازدید نکردند.» به دلیل غیبت والاحضرت که در آن روز برای شرکت در شورای سلطنتی به شهر رفته بودند.
با این وجود، تمام صف بیرون بود و روز بهترین دعانویس شهر خوبی را سپری کردند. با این حال، صبح شنبه، اعلیحضرتین با بازدید وعده داده شده خود از اردوگاه، به آنها ادای احترام کردند و تمام صفوف آماده استقبال از آنها شدند؛ پس از آن، سربازان به گلدستون باتم رژه رفتند، جایی که یک روز میدانی بسیار باشکوه را سپری کردند و به همین مناسبت سلام سلطنتی دادند. «خوشحالیم که از بهترین مقام مسئول میشنویم که هوای برایتون برای پرنسس محترم بسیار مطبوع است. از زمان ورودشان به آن مکان، والاحضرت از نوشیدنیهای جادو و طلسمات عالی لذت بردهاند و بارها شنیده شده که گفتهاند هرگز چنین اشتهای خوبی را تجربه نکردهاند.
والاحضرت قصد خود را برای ادامه اقامت در برایتون، طلسم نویس در تمام دعا طول تابستان، اعلام کردهاند.» ۶ ژوئیه. - «شاهزاده و پرنسس ولز روز پنجشنبه گذشته از خانه آقای همیلتون، در کنار رودخانه استاین، به عمارت سلطنتی منتقل شدند.» آنها تا بهترین دعانویس شهر ماه نوامبر در برایتون توقف کردند و ملکه کارولین دیگر هرگز به آنجا دعا نرفت، زیرا پس از بهترین دعانویس شهر تولد پرنسس شارلوت (7 ژانویه 1796)، این زوج سلطنتی برای همیشه از هم جدا شدند. طلسم نویس شاهزاده در ۲۸ ژوئیه ۱۷۹۶ برای فصل مسابقات طلسم نویس به برایتون رفت و عمارت کلاه فرنگی، به شکلی که در جادو و طلسمات آن زمان بود، در یک جزوه معاصر اینگونه توصیف شده است.
میشود، به نظر میرسد، زیرا جادو و طلسمات نه آغازی دارد و نه ...» وسط، نه جادو و طلسمات انتها؛ با این حال، برای به دست آوردن این طرح، یک آجرکار بدبخت به ایتالیا فرستاده شد تا چیزی معادل شکوه مورد نیاز را جمعآوری کند و در واقع دو هزار گینه برای هزینههایش دریافت کرد. - چهار ستون از جنس اسکاگلیولا ، در نوعی تنور، وجود دارد که شاهزاده در آن غذا میخورد؛ و وقتی آتش روشن میشود، اتاق آنقدر داغ میشود که مهمانیها تقریباً پخته و پوسته پوسته میشوند: زمینی که روی آن بنا شده است توسط شهر به شاهزاده داده شده است، که او سالانه پنجاه پوند به آنها اجازه میدهد.
کنم، آنطور که مناسب شأن و منزلت وارث تاج و تخت این پادشاهیها میدانید. پس از آن، طنزپرداز تصویری در اسرع وقت (۲۴ ژانویه ۱۷۹۵) «رویای عاشق» را خلق کرد . «هزار فضیلت گویی او را ناچیز میشمرند، و هر گناه و تقصیری را از دعا خود طلسم دور کن. میلتون شاهزاده در رختخواب خوابیده و خواب عروس آیندهاش را میبیند که از آسمان نازل میشود و کوپیدها او را همراهی میکنند و باکوس، روباه، یهودیان، خانم همدان فیتزهربرت و شیاطین، اسبهای مسابقه و غیره را از خود میرانند؛ و در کنار تخت، پادشاه و ملکه حضور دارند که اولی کیسهای با برچسب ۱۵۰۰۰ پوند در سال در بهترین دعانویس شهر دست دارد.
در پاراگراف آخر میگوید: «از آنجایی که اعلیحضرت، به ویژه در شرایط فعلی، باید نگران رهایی شاهزاده ولز از این طلسم نویس مشکلات باشند، اعلیحضرت هیچ ایدهای برای پیشنهاد طلسم به پارلمان خود برای ایجاد هرگونه تدبیری برای این هدف، جز با اعمال بخشی طلسم از درآمدی که ممکن است به شاهزاده اختصاص یابد، ندارند؛ اما او صمیمانه به مجلس توصیه میکند که بهترین دعانویس شهر اراک مناسب بودن این امر را با تخصیص و تأمین درآمدهای حاصل از دوکنشین کورنوال، به همراه نسبتی از سایر درآمد سالانه شاهزاده، برای یک دوره معین، بررسی کند.» و اعلیحضرت آماده و مایل خواهند دعا بود با هر گونه مقرراتی که مجلس به منظور ایجاد یک ترتیب پرداخت منظم و بهترین دعانویس شهر به موقع در هزینههای آینده شاهزاده و جلوگیری از احتمال درگیر شدن مجدد شاهزاده در چنین
مرکب، برای پرداخت اصل بدهیها اختصاص یابد، که این کار در بیست و هفت سال انجام خواهد شد. سرانجام، طبق قانونی که در ۲۷ جادو و طلسمات ژوئن ۱۷۹۵ به تصویب سلطنتی رسید (۳۵ دعا ژئو. III.، حدود ۱۲۹)، قرار شد سالانه ۶۰،۰۰۰ پوند طلسم از درآمد شاهزاده جدا شده و به کمیسرها واگذار شود، و همچنین سالانه ۱۳،۰۰۰ پوند از دوکنشین کورنوال برای پرداخت بدهیهای شاهزاده اختصاص یابد، اقدامی که از نظر فلوریزل چندان مورد توجه قرار نگرفت. از این ازدواج نکبتبار نیازی به گفتن نیست. حضور در انظار عمومی تا زمان تولد ساوه پرنسس شارلوت ادامه یافت و شاهزاده و همسرش با هم از برایتون بازدید کردند، همانطور که در گزیدههای زیر از روزنامه ساسکس ویکلی ادورتایزر میبینیم : ۲۲ ژوئن ۱۷۹۵.
- «والاحضرت شاهزاده و شاهدخت ولز، بین ساعت یک تا دو دعا بامداد پنجشنبه گذشته به برایتون رسیدند. آنها در خانه آقای همیلتون، در خیابان استاین، که قرار است تا زمان تکمیل تغییرات در پاویلیون، به عنوان اقامتگاه سلطنتی تعیین شود، پیاده شدند.» «عصر، تمام شهر به افتخار ورود والاحضرتها چراغانی شد؛ اما رطوبت شب، تأثیر این روشنایی را به شدت کاهش داد، زیرا مانع از سوختن چراغهایی میشد که قلعه، کتابخانهها و سایر خانهها با آنها تزئین شده بودند.» «به ما اطلاع داده شده است که شاهزاده، با کت بزرگ خود، در شهر کرمان گشت دعا و گذار میکرد تا دستگاههای مختلف را ببیند.» اگرچه تاکنون نامساعد بودن هوا، زیباییهای برایتون را از دید پرنسس ولز پنهان کرده است، اما هیچ تأثیری بر روحیه والاحضرت ایشان نداشته است؛ برعکس، شادابی
و خوشرویی ایشان قویاً حاکی از تأیید این مکان توسط بهترین دعانویس شهر ایشان است. «شاهزاده، حوالی ظهر دیروز، به سمت شهر حرکت کرد، اما ما متوجه شدیم که اعلیحضرت قصد خود را مبنی بر بازگشت به برایتون در طول امروز اعلام کردهاند.» «صبح چهارشنبه، در صورت مساعد بودن هوا، شاهزاده و پرنسس ولز قصد دارند از اردوگاه بازدید کنند، زمانی که تمام صفوف صفآرایی طلسم نویس خواهند شد و به همین مناسبت، سلام سلطنتی خواهند داد. پس از آن، یک روز باشکوه در میدان برگزار خواهد شد.» ۲۹ ژوئن. - «شاهزاده و پرنسس ولز، چهارشنبه طلسم گذشته، همانطور که انتظار میرفت، از اردوگاه بازدید نکردند.» به دلیل غیبت والاحضرت که در آن روز برای شرکت در شورای سلطنتی به شهر رفته بودند.
با این وجود، تمام صف بیرون بود و روز بهترین دعانویس شهر خوبی را سپری کردند. با این حال، صبح شنبه، اعلیحضرتین با بازدید وعده داده شده خود از اردوگاه، به آنها ادای احترام کردند و تمام صفوف آماده استقبال از آنها شدند؛ پس از آن، سربازان به گلدستون باتم رژه رفتند، جایی که یک روز میدانی بسیار باشکوه را سپری کردند و به همین مناسبت سلام سلطنتی دادند. «خوشحالیم که از بهترین مقام مسئول میشنویم که هوای برایتون برای پرنسس محترم بسیار مطبوع است. از زمان ورودشان به آن مکان، والاحضرت از نوشیدنیهای جادو و طلسمات عالی لذت بردهاند و بارها شنیده شده که گفتهاند هرگز چنین اشتهای خوبی را تجربه نکردهاند.
والاحضرت قصد خود را برای ادامه اقامت در برایتون، طلسم نویس در تمام دعا طول تابستان، اعلام کردهاند.» ۶ ژوئیه. - «شاهزاده و پرنسس ولز روز پنجشنبه گذشته از خانه آقای همیلتون، در کنار رودخانه استاین، به عمارت سلطنتی منتقل شدند.» آنها تا بهترین دعانویس شهر ماه نوامبر در برایتون توقف کردند و ملکه کارولین دیگر هرگز به آنجا دعا نرفت، زیرا پس از بهترین دعانویس شهر تولد پرنسس شارلوت (7 ژانویه 1796)، این زوج سلطنتی برای همیشه از هم جدا شدند. طلسم نویس شاهزاده در ۲۸ ژوئیه ۱۷۹۶ برای فصل مسابقات طلسم نویس به برایتون رفت و عمارت کلاه فرنگی، به شکلی که در جادو و طلسمات آن زمان بود، در یک جزوه معاصر اینگونه توصیف شده است.
میشود، به نظر میرسد، زیرا جادو و طلسمات نه آغازی دارد و نه ...» وسط، نه جادو و طلسمات انتها؛ با این حال، برای به دست آوردن این طرح، یک آجرکار بدبخت به ایتالیا فرستاده شد تا چیزی معادل شکوه مورد نیاز را جمعآوری کند و در واقع دو هزار گینه برای هزینههایش دریافت کرد. - چهار ستون از جنس اسکاگلیولا ، در نوعی تنور، وجود دارد که شاهزاده در آن غذا میخورد؛ و وقتی آتش روشن میشود، اتاق آنقدر داغ میشود که مهمانیها تقریباً پخته و پوسته پوسته میشوند: زمینی که روی آن بنا شده است توسط شهر به شاهزاده داده شده است، که او سالانه پنجاه پوند به آنها اجازه میدهد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا