چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۱۵:۱۰ ۶ بازديد
داده شود، اجراهایی که بارها و بارها شنیدهایم که تمسخر خارجیها را به جادو و طلسمات عنوان « پلیسونری » برمیانگیزند. آثار جدی و مسئولانه ترنر اینجا هستند و تحسین را برمیانگیزند: اما اینها، همانطور که جادو و طلسمات به خوبی شناخته شده است، ناشی از بینظمیهای پیری او بودند. برخی از آثار بزرگ و باشکوه او واقعاً زیبا هستند، مانند «نبرد دریایی» و منظره زیبای طلسم نویس ایتالیایی که به عنوان آویزی برای کلود معروف قرار گرفته است، اگرچه به راحتی میتوان متوجه شد که درخشندگی ماکو فوقالعاده و دلپذیر نقاش فرانسوی را نمیتوان به آن نزدیک طلسم شد، فضای ترنر، از همان تضاد، تا حدودی ضخیم و سنگین است.
هر کسی که از تصویری به تصویر دیگر از ترنر، منظورم از شیوه عاقلانه او، با دقت و منظم است، در شگفتی از تنوع سبکهای او غرق خواهد شد و نتیجه خواهد گرفت که او میتواند «هر کاری انجام دهد». اشتباه دوران پایانی او تلاشش برای شبیهسازی رنگها و جلوههای جوی بود، مانند «حس واقعی درخشندگی» خورشید وقتی که سعی میکنیم مستقیماً به شاهین دژ آن نگاه کنیم، یا تابش دعا خیرهکننده قطار در حال عبور، یا کشتی بخاری که چراغهایش را روشن میکند و بخار آزاد میکند. شاید حقیقیترین «نقاش» مکتب مدرن انگلیسی که دعا میتوان او را استاد نامید و آثارش از آزمون نقد سربلند بیرون میآیند، ویلکی باشد.
بهترین دعانویس شهر هیچ ستایشی نمیتواند حق مطلب را در مورد آن شاهکار، «ویولونزن نابینا»، با ظرافت و ظرافت ظریف در به تصویر کشیدن چهرهها و دستها، و در عین حال بهترین دعانویس شهر ارائه وسعت سبکی عظیم، ادا کند. رنگآمیزی زیبا و زلال، استحکام و در عین حال ظرافت لمس، طنز دلپذیر، آرام و بیتکلف صحنه - شبیه به آثار گلداسمیت - درخشندگی و وسعت پرداخت، در جوانی کمی بیش از بهترین دعانویس شهر بیست سال کاملاً معجزهآسا هستند. نه میریس و نه میسونیه آثاری ندارند که بتوان آنها را نقده با این گوهر طبقهبندی کرد، که اتفاقاً با بالاتر قرار گرفتن، ارزش بیشتری پیدا میکند.
با این حال، نقاشی او از «بیدل» که در حال هدایت کوهنشینان و سگهای رقصان آنها است، با پیکرههایی که به طرز درخشان و بدیعی به پایان رسیدهاند، بهترین نمونه او نیست. باید به تضاد آن با اثر معروف او «موعظه ناکس» که به نظر میرسد کار دست دیگری است، توجه کنیم. بسیاری از این موضوع متعجب خواهند شد؛ اما منتقدان هنری میدانند که ویلکی پس از سفر به اسپانیا، سبک خود را کاملاً تغییر داد و لحنی غنی، آبدار و تمامرنگ به اثر بخشید و حتی شیوهای بزرگ و ناتمام به نام طلسم «رگهدار» را برگزید. در این طلسم سبک متضاد، میتوانیم به طور سودمندی برای مقایسه به تصویری واقعاً بینظیر روی جادو و طلسمات آوریم که، همانطور که لمب میگوید، «یک پیرانشهر گونه، جنس است» و میتواند مورد توجه هر گالری
قرار گیرد، یعنی «معاهده مونستر» اثر تربورگ، یک تابلوی کوچک کابینتی، هدیه یک شخص خصوصی. این شاهکار کوچک خارقالعاده ارزش یک ساعت مطالعه را دارد و تمام اصول نقاشی را به تصویر میکشد. حدود پنجاه یا شصت فیگور وجود دارد و قدرت، بیان دراماتیک و احساس کل اثر شگفتانگیز است. هر چهره کوچک متمایز است و حال و هوای بینقصی را به جا میگذارد.{63}پایان؛ با این حال، اگر از نزدیک نگاه کنیم، خواهیم دید که کار خشن و جسورانه است. آقای راسکین با خوشحالی این اصل ارزشمند را با یک تصویر کوچک هادیشهر از ترنر، که "ایتالیا"ی او را تزئین میکند، نشان داده است.
این تصویر پنجرههای شگفتانگیز و جزئیات پیچیده کاخ بهترین دعانویس شهر دوک در ونیز را نشان میدهد، همه در عرض چند اینچ؛ با این حال، اگر یک ذرهبین برداریم، متوجه خواهیم شد که هیچ یک از اشیاء نمایش داده شده در واقع کشیده نشدهاند. فقط تعدادی نقطه و لمس وجود دارد، و با این حال تأثیر برجستگی، جزئیات و کندهکاریها کاملاً منتقل میشود. از سوی دعا دیگر، اگر جزئیات واقعاً در مقیاس بسیار کوچکی کشیده شده بودند ، این جزئیات از فاصله دور نمیتوانستند ایده مورد نظر را منتقل کنند. در اینجا طلسم نویس یکی از اسرار بزرگی سبک وجود دارد. میسونیه با تربورگ اشتراکات زیادی دارد.
نقاشان مدرن شیک ما ایده کمی از ارزشهای دعا جادو و طلسمات نسبی دارند. آنها همه چیز را با دقت یک عکس کپی میکنند. مطالعهی کوچکی دربارهی کسی که مایهی افتخار این جادو و طلسمات گالری بهترین دعانویس شهر است، یعنی کانستبل، این موضوع را بهتر روشن میکند. یک نقاش منظره میتواند دعا با دقت و ظرافت یک مزرعهی ذرت وسیع را با دروگران در حال کار و جلوههای نور خورشید کپی کند.
هر کسی که از تصویری به تصویر دیگر از ترنر، منظورم از شیوه عاقلانه او، با دقت و منظم است، در شگفتی از تنوع سبکهای او غرق خواهد شد و نتیجه خواهد گرفت که او میتواند «هر کاری انجام دهد». اشتباه دوران پایانی او تلاشش برای شبیهسازی رنگها و جلوههای جوی بود، مانند «حس واقعی درخشندگی» خورشید وقتی که سعی میکنیم مستقیماً به شاهین دژ آن نگاه کنیم، یا تابش دعا خیرهکننده قطار در حال عبور، یا کشتی بخاری که چراغهایش را روشن میکند و بخار آزاد میکند. شاید حقیقیترین «نقاش» مکتب مدرن انگلیسی که دعا میتوان او را استاد نامید و آثارش از آزمون نقد سربلند بیرون میآیند، ویلکی باشد.
بهترین دعانویس شهر هیچ ستایشی نمیتواند حق مطلب را در مورد آن شاهکار، «ویولونزن نابینا»، با ظرافت و ظرافت ظریف در به تصویر کشیدن چهرهها و دستها، و در عین حال بهترین دعانویس شهر ارائه وسعت سبکی عظیم، ادا کند. رنگآمیزی زیبا و زلال، استحکام و در عین حال ظرافت لمس، طنز دلپذیر، آرام و بیتکلف صحنه - شبیه به آثار گلداسمیت - درخشندگی و وسعت پرداخت، در جوانی کمی بیش از بهترین دعانویس شهر بیست سال کاملاً معجزهآسا هستند. نه میریس و نه میسونیه آثاری ندارند که بتوان آنها را نقده با این گوهر طبقهبندی کرد، که اتفاقاً با بالاتر قرار گرفتن، ارزش بیشتری پیدا میکند.
با این حال، نقاشی او از «بیدل» که در حال هدایت کوهنشینان و سگهای رقصان آنها است، با پیکرههایی که به طرز درخشان و بدیعی به پایان رسیدهاند، بهترین نمونه او نیست. باید به تضاد آن با اثر معروف او «موعظه ناکس» که به نظر میرسد کار دست دیگری است، توجه کنیم. بسیاری از این موضوع متعجب خواهند شد؛ اما منتقدان هنری میدانند که ویلکی پس از سفر به اسپانیا، سبک خود را کاملاً تغییر داد و لحنی غنی، آبدار و تمامرنگ به اثر بخشید و حتی شیوهای بزرگ و ناتمام به نام طلسم «رگهدار» را برگزید. در این طلسم سبک متضاد، میتوانیم به طور سودمندی برای مقایسه به تصویری واقعاً بینظیر روی جادو و طلسمات آوریم که، همانطور که لمب میگوید، «یک پیرانشهر گونه، جنس است» و میتواند مورد توجه هر گالری
قرار گیرد، یعنی «معاهده مونستر» اثر تربورگ، یک تابلوی کوچک کابینتی، هدیه یک شخص خصوصی. این شاهکار کوچک خارقالعاده ارزش یک ساعت مطالعه را دارد و تمام اصول نقاشی را به تصویر میکشد. حدود پنجاه یا شصت فیگور وجود دارد و قدرت، بیان دراماتیک و احساس کل اثر شگفتانگیز است. هر چهره کوچک متمایز است و حال و هوای بینقصی را به جا میگذارد.{63}پایان؛ با این حال، اگر از نزدیک نگاه کنیم، خواهیم دید که کار خشن و جسورانه است. آقای راسکین با خوشحالی این اصل ارزشمند را با یک تصویر کوچک هادیشهر از ترنر، که "ایتالیا"ی او را تزئین میکند، نشان داده است.
این تصویر پنجرههای شگفتانگیز و جزئیات پیچیده کاخ بهترین دعانویس شهر دوک در ونیز را نشان میدهد، همه در عرض چند اینچ؛ با این حال، اگر یک ذرهبین برداریم، متوجه خواهیم شد که هیچ یک از اشیاء نمایش داده شده در واقع کشیده نشدهاند. فقط تعدادی نقطه و لمس وجود دارد، و با این حال تأثیر برجستگی، جزئیات و کندهکاریها کاملاً منتقل میشود. از سوی دعا دیگر، اگر جزئیات واقعاً در مقیاس بسیار کوچکی کشیده شده بودند ، این جزئیات از فاصله دور نمیتوانستند ایده مورد نظر را منتقل کنند. در اینجا طلسم نویس یکی از اسرار بزرگی سبک وجود دارد. میسونیه با تربورگ اشتراکات زیادی دارد.
نقاشان مدرن شیک ما ایده کمی از ارزشهای دعا جادو و طلسمات نسبی دارند. آنها همه چیز را با دقت یک عکس کپی میکنند. مطالعهی کوچکی دربارهی کسی که مایهی افتخار این جادو و طلسمات گالری بهترین دعانویس شهر است، یعنی کانستبل، این موضوع را بهتر روشن میکند. یک نقاش منظره میتواند دعا با دقت و ظرافت یک مزرعهی ذرت وسیع را با دروگران در حال کار و جلوههای نور خورشید کپی کند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا