جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ | ۱۲:۰۷ ۴ بازديد
نگرانی میکند که کالجهای کاتولیک فرانسه و فلاندرز فارغالتحصیلان خود را به عنوان مأمور مخفی به ایرلند اعزام کنند . اینها از جمله دلایلی بودند که دولت را مشتاق به جلب کمک اولیری کرد. دکتر انگلند - اولین زندگینامهنویس او - نسبتاً نزدیک به آن زمان زندگی میکرد و از کیتینگ، ناشر اولیری، چند حادثه جالب شنید که تا حدودی با افشاگریهای دعا اسناد دولتی مطابقت درچه دارد. زندگینامهنویس از مصاحبهای بین اولیری دعا جادو و طلسمات و نپین به نمایندگی از سیدنی و پیت خبر دارد، اما انگلند و مخبر او طلسم نویس در مورد شرایط مربوط به مستمری فریب خوردهاند. حافظه آنها در مورد سال نیز اشتباه است.
آنها به جای دعا سال ۱۷۸۴، آن را «بلافاصله پس از آنکه اولیری اقامت دائم خود را در لندن مستقر کرد» ثبت طلسم نویس کردهاند، که البته در سال ۱۷۸۹ بوده است. اولیری پیش از آن مدت زیادی در لندن بوده است، زیرا، همانطور که فرود میگوید، اُرد در سال ۱۷۸۴ از سیدنی خواست تا مأموران محرمانهای را برای او بفرستد، و در سپتامبر ۱۷۸۴ مینویسد: «کارشناسان شما به راوند سلامت رسیدهاند.»[535] [صفحه ۲۲۰] کمی طلسم پس از آنکه او [اولری] اقامت طلسم نویس دائم خود را در لندن تثبیت کرد [دکتر انگلند مینویسد]، روزی هنگام صرف غذا با دوست صمیمی و ارزشمندش، آقای کیتینگ، کتابفروش، مطلع شد که منشی لرد سیدنی در سالن مجاور است و باید با او صحبت کند.
او بلافاصله میز را ترک کرد؛ و وقتی پس از مدت کوتاهی برگشت، اصل مصاحبه را برای او تعریف کرد. منشی به او اظهار داشت دعا که دولت با رضایت فراوان طلسم شاهد اثرات خوبی است که بهترین دعانویس شهر نوشتههای آقای قهدریجان اولری در ایرلند ایجاد کرده است - صلح، نظم و وحدت در جادو و طلسمات میان تمام طبقات هموطنانش که با تلاشهای او ترویج و پیشرفت یافته است؛ و با توجه به خدماتی که بدین ترتیب به امپراتوری ارائه شده است، مصمم است با ارائه مستمری متناسب با شرایط او و شایسته پذیرش او، رضایت خود را از چنین رفتاری نشان دهد.
اینکه با ظرافتی ناشی از ناآگاهی از وسایل امرار معاش او، آنها هنوز در تعیین مبلغ مشخصی تردید داشتند و ترجیح میدادند از خودش بیاموزند که چه چیزی انتظارات او را برآورده میکند تا اینکه تعیین کنند چه چیزی ممکن است برای ادعاهایش ناکافی باشد. منشی جسارت پرسیدن سوالی را به خود داد که در عین حال اصراری به دریافت پاسخ آن نداشت: آیا در صورت هرگونه آشوب داران عمومی در ایرلند، همانطور که از انتشار مفاهیم جمهوریخواهانه آمریکایی بیم آن میرفت، اولیری مانند گذشته از اصول وفاداری و وفاداری حمایت خواهد کرد؟ به این سوال اخیر پاسخی بیدرنگ داده شد که تاییدی بر انعطافناپذیری شناخته شده رفتار سیاسی اولیری بود.
در مورد مستمری، او هرگز به دنبال مستمری نبود، هرچند در دوره قبلی زندگیاش، چیزی از این نوع به او گوشزد شده بود. در مورد فعلی، او از دولت به خاطر یادآوریاش سپاسگزار بود و پیشنهاد کرد که بهترین دعانویس شهر حداکثر مطالبات او با ۱۰۰ لیره در سال پاسخ داده شود. بعداً رسماً به او اطلاع داده شد که حضورش در ایرلند برای قرار گرفتن مستمری در فهرست آن کشور فولاد شهر ضروری است. او در آنجا اقامت گزید و پس از طی تشریفات لازم، حق دریافت ۲۰۰ لیره در سال را پیدا کرد؛ اما انگلند اضافه میکند که «به دلایلی نامعلوم، مستمری او پس از یک یا دو سال، خودسرانه قطع شد.»[536] [صفحه ۲۲۱] مشاهده خواهد شد که نکتهای که در اینجا مطرح شده با روایت پلودن ( قبل ، ص ۲۱۳
) سازگار نیست. به گفته او، این مستمری «حقالسکوت» بود: او دیگر نباید مینوشت و مهمتر از همه، نباید در جهت ترویج حس خوب و مدارا مینوشت. انگلستان تأکید میکند که این مستمری به این امید داده شده بود که اولیری به نوشتن با همان لحنی که قبلاً قدردانی دولت را به دست آورده بود، ادامه دهد. سیدنی در لندن با اولیری به توافق رسید و از طریق منشی جادو و طلسمات خود به او گفت که چه کاری انجام دهد. سنت پیتر میگوید: «سروها ثمر دادهاند.» نقشه کشیدن برای فساد اولیری به منظور اجرای نقشی که کارفرمایانش با شور و شوق از آن تعریف میکنند، طلسم نویس فکر هوشمندانهای بود.
دو سال قبل، در ۲۷ فوریه ۱۷۸۲، اعتماد عمومی به او به اوج خود رسیده بود، زمانی که یلورتون، گراتان و سر لوسیوس اوبرایان با شور و شوق از او تمجید کردند.
آنها به جای دعا سال ۱۷۸۴، آن را «بلافاصله پس از آنکه اولیری اقامت دائم خود را در لندن مستقر کرد» ثبت طلسم نویس کردهاند، که البته در سال ۱۷۸۹ بوده است. اولیری پیش از آن مدت زیادی در لندن بوده است، زیرا، همانطور که فرود میگوید، اُرد در سال ۱۷۸۴ از سیدنی خواست تا مأموران محرمانهای را برای او بفرستد، و در سپتامبر ۱۷۸۴ مینویسد: «کارشناسان شما به راوند سلامت رسیدهاند.»[535] [صفحه ۲۲۰] کمی طلسم پس از آنکه او [اولری] اقامت طلسم نویس دائم خود را در لندن تثبیت کرد [دکتر انگلند مینویسد]، روزی هنگام صرف غذا با دوست صمیمی و ارزشمندش، آقای کیتینگ، کتابفروش، مطلع شد که منشی لرد سیدنی در سالن مجاور است و باید با او صحبت کند.
او بلافاصله میز را ترک کرد؛ و وقتی پس از مدت کوتاهی برگشت، اصل مصاحبه را برای او تعریف کرد. منشی به او اظهار داشت دعا که دولت با رضایت فراوان طلسم شاهد اثرات خوبی است که بهترین دعانویس شهر نوشتههای آقای قهدریجان اولری در ایرلند ایجاد کرده است - صلح، نظم و وحدت در جادو و طلسمات میان تمام طبقات هموطنانش که با تلاشهای او ترویج و پیشرفت یافته است؛ و با توجه به خدماتی که بدین ترتیب به امپراتوری ارائه شده است، مصمم است با ارائه مستمری متناسب با شرایط او و شایسته پذیرش او، رضایت خود را از چنین رفتاری نشان دهد.
اینکه با ظرافتی ناشی از ناآگاهی از وسایل امرار معاش او، آنها هنوز در تعیین مبلغ مشخصی تردید داشتند و ترجیح میدادند از خودش بیاموزند که چه چیزی انتظارات او را برآورده میکند تا اینکه تعیین کنند چه چیزی ممکن است برای ادعاهایش ناکافی باشد. منشی جسارت پرسیدن سوالی را به خود داد که در عین حال اصراری به دریافت پاسخ آن نداشت: آیا در صورت هرگونه آشوب داران عمومی در ایرلند، همانطور که از انتشار مفاهیم جمهوریخواهانه آمریکایی بیم آن میرفت، اولیری مانند گذشته از اصول وفاداری و وفاداری حمایت خواهد کرد؟ به این سوال اخیر پاسخی بیدرنگ داده شد که تاییدی بر انعطافناپذیری شناخته شده رفتار سیاسی اولیری بود.
در مورد مستمری، او هرگز به دنبال مستمری نبود، هرچند در دوره قبلی زندگیاش، چیزی از این نوع به او گوشزد شده بود. در مورد فعلی، او از دولت به خاطر یادآوریاش سپاسگزار بود و پیشنهاد کرد که بهترین دعانویس شهر حداکثر مطالبات او با ۱۰۰ لیره در سال پاسخ داده شود. بعداً رسماً به او اطلاع داده شد که حضورش در ایرلند برای قرار گرفتن مستمری در فهرست آن کشور فولاد شهر ضروری است. او در آنجا اقامت گزید و پس از طی تشریفات لازم، حق دریافت ۲۰۰ لیره در سال را پیدا کرد؛ اما انگلند اضافه میکند که «به دلایلی نامعلوم، مستمری او پس از یک یا دو سال، خودسرانه قطع شد.»[536] [صفحه ۲۲۱] مشاهده خواهد شد که نکتهای که در اینجا مطرح شده با روایت پلودن ( قبل ، ص ۲۱۳
) سازگار نیست. به گفته او، این مستمری «حقالسکوت» بود: او دیگر نباید مینوشت و مهمتر از همه، نباید در جهت ترویج حس خوب و مدارا مینوشت. انگلستان تأکید میکند که این مستمری به این امید داده شده بود که اولیری به نوشتن با همان لحنی که قبلاً قدردانی دولت را به دست آورده بود، ادامه دهد. سیدنی در لندن با اولیری به توافق رسید و از طریق منشی جادو و طلسمات خود به او گفت که چه کاری انجام دهد. سنت پیتر میگوید: «سروها ثمر دادهاند.» نقشه کشیدن برای فساد اولیری به منظور اجرای نقشی که کارفرمایانش با شور و شوق از آن تعریف میکنند، طلسم نویس فکر هوشمندانهای بود.
دو سال قبل، در ۲۷ فوریه ۱۷۸۲، اعتماد عمومی به او به اوج خود رسیده بود، زمانی که یلورتون، گراتان و سر لوسیوس اوبرایان با شور و شوق از او تمجید کردند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا