پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۲۰:۲۴ ۳ بازديد
ناوگان پیوسته بود. به نظر میرسد لی و داکت با دعا هماهنگی عمل کردهاند. اینکه نیروی دریایی بریتانیا تا چه حد از ملوانان ایرلندی تشکیل شده بود و نارضایتی آنها تحت چه شرایطی سرچشمه میگرفت، پارس آباد از یک حکایت جالب آشکار میشود. کمی قبل از ترافالگار، ستوان اول یک مرد جنگی، هنگام گشتزنی برای اطمینان از طلسم اینکه همه دستها دعا به سمت اسلحههایشان است، یک ملوان ایرلندی را دید که در حال دعا زانو زده بود: «چی! میترسی؟» افسر فریاد زد. «واقعاً میترسم!» تار با تحقیر طلسم نویس پاسخ داد. «من فقط دعا میکردم که گلولههای فرانسویها مثل جایزه نقدی - دعا سهم جادو و طلسمات شیر - بین افسران توزیع شود.» تون به کارنو طلسم اطمینان داد که انگلستان اخیراً ۸۰۰۰۰ ایرلندی برای نیروی دریایی و تفنگداران دریایی خود دعا جمعآوری کرده
است. کارنو در پاسخ به او نگفت که این گفته را برای خود تفنگداران دریایی نگه دارد، بلکه آن را به عنوان حقیقت محض پذیرفت. با این طلسم حال، این محاسبه در برابر بررسیهای تاریخی تاب اشنویه نخواهد آورد. طبق یک گزارش رسمی، به نظر میرسد که ایرلند ۱۱۴۵۷ نفر برای نیروی دریایی و ۴۰۵۸ نفر برای تفنگداران دریایی طلسم تأمین کرده است. [283]البته با اجازه اسقف داگلاس، که نامش اغلب در مکاتبات کسلری ذکر شده است . [صفحه ۱۱۶] فصل یازدهم خائن به لرد ادوارد فیتزجرالد[284] مرد دیگری از همان تیپ ترنر آنجا بود که با لباس مبدل غیرقابل نفوذی ظاهر میشد، اما برخلاف رینولدز و آرمسترانگ، مخفیانه جاسوسی میکرد و شرط صریحش این بود که از او خواسته نشود شهادت عمومی بدهد و به این ترتیب به جایگاه اجتماعیاش
آسیبی وارد نشود. مورخی که اغلب در این تکاب صفحات از او نقل قول میشود، با اطمینان نمیتواند بگوید که ممکن است پشت نقاب مهمان لرد داونشایر، خائن لرد ادوارد فیتزجرالد را بیابیم. محله کاملاً مشخصی که دستگیری جرالدین به آن مربوط میشود، به زودی آشکار خواهد شد. لرد ادوارد فرماندهی لینستر را بر عهده داشت. ترنر عمدتاً با اولستر سر و کار داشت. او طلسم نویس در خیانت لرد ادوارد در دوبلین بیگناه بود، به این دلیل ساده، بدون شک، که خود در خارج از کشور زندگی میکرد و از مخفیگاههای او چیزی نمیدانست. تمام حوادث هیجانانگیز دیگر آن دوران پرآشوب در برابر غم و اندوهی که دستگیری و مرگ لرد ادوارد بر مردم تحمیل کرد، رنگ باختند.
یک تصنیف دوبلینی، اضطراب شدیدی را که برای کمال شهر کشف و نابودی خائن پنهان احساس میشد، بیان میکرد - باشد که آسمان، زبانی را که جانش را با آن فروختند، بسوزاند و خشک کند، و دستی که طلای تقدیمشده را گرفته بود، چروکیده شود. بهترین دعانویس شهر در حالی که، از سوی دیگر، تصنیفهای الهام بهترین دعانویس شهر گرفته از شور و اشتیاق وفادارانه، در به تصویر کشیدن نابودی لرد ادوارد فیتزجرالد به عنوان یک اثر مقدس تردیدی به خود راه ندادند.[285] [صفحه ۱۱۷] در سال ۱۸۳۰، زمانی که تختهای پادشاهی قارهای لرزیدند و برخی دیگر سقوط کردند، مور کتاب جالب خود «زندگی لرد ادوارد» را منتشر کرد - اثری که هرچند محبوب و بهموقع بود، اما از نظر دقت جادو و طلسمات تاریخی، بررسی دعا انتقادی را برنمیتابد.
مور مینویسد: «از ذکر این جزئیات در مورد نیلسون، خواننده متوجه میشود که این مرد تا حدودی به ظن خیانت جادو و طلسمات به لرد ادوارد دچار شده است.» کتاب مور به طور گسترده منتشر شد و نوادگان نیلسون طبیعتاً این کلمات آزاردهنده را احساس کردند. نامهای از دخترش به شدت به آنها اعتراض میکند و ابراز امیدواری میکند که «احساسات خشمگین کودکی که همیشه به شخصیت پدرش افتخار میکرده است» مورد توجه قرار گیرد. سرهنگ مایلز بیرن، فردی زیرک که در سال ۱۹۹۸ به سختی از تیغ اعدام جان طلسم سالم به در برد، از تأیید انتساب اتهام به نیلسون خودداری کرد، اما در اعلام اینکه لرد ادوارد «توسط رینولدز، یک ایرلندی متحد، به مأموران دولت خیانت شده و لو رفته است» تردید داشت.[286] در این صحنهی تصادفی، سرهنگ به هدف
نزد. والتر کاکس، میهنپرست آتشینمزاج، اغلب در فردیس مجلهاش میگوید که لارنس تای، رئیس جرالدین را طلسم نویس تا سر حد مرگ تعقیب کرده است. در نتیجه، دکتر برنان، در «مجله مایلسیان»، کاکس را به طور گسترده به خیانت متهم کرد. مورفی، مردی صادق و ساده که لرد ادوارد در خانهاش اسیر شده بود، از سوءظن در امان نمانده است. پاتریک بروفی میگوید: «پنهانکاری لرد ادوارد از طریق سربازی که با خدمتکار مورفی رابطه داشت، آشکار شد.» فراموش میکند که توماس مور، در روایت خود از دستگیری، ضمناً اشاره میکند.
است. کارنو در پاسخ به او نگفت که این گفته را برای خود تفنگداران دریایی نگه دارد، بلکه آن را به عنوان حقیقت محض پذیرفت. با این طلسم حال، این محاسبه در برابر بررسیهای تاریخی تاب اشنویه نخواهد آورد. طبق یک گزارش رسمی، به نظر میرسد که ایرلند ۱۱۴۵۷ نفر برای نیروی دریایی و ۴۰۵۸ نفر برای تفنگداران دریایی طلسم تأمین کرده است. [283]البته با اجازه اسقف داگلاس، که نامش اغلب در مکاتبات کسلری ذکر شده است . [صفحه ۱۱۶] فصل یازدهم خائن به لرد ادوارد فیتزجرالد[284] مرد دیگری از همان تیپ ترنر آنجا بود که با لباس مبدل غیرقابل نفوذی ظاهر میشد، اما برخلاف رینولدز و آرمسترانگ، مخفیانه جاسوسی میکرد و شرط صریحش این بود که از او خواسته نشود شهادت عمومی بدهد و به این ترتیب به جایگاه اجتماعیاش
آسیبی وارد نشود. مورخی که اغلب در این تکاب صفحات از او نقل قول میشود، با اطمینان نمیتواند بگوید که ممکن است پشت نقاب مهمان لرد داونشایر، خائن لرد ادوارد فیتزجرالد را بیابیم. محله کاملاً مشخصی که دستگیری جرالدین به آن مربوط میشود، به زودی آشکار خواهد شد. لرد ادوارد فرماندهی لینستر را بر عهده داشت. ترنر عمدتاً با اولستر سر و کار داشت. او طلسم نویس در خیانت لرد ادوارد در دوبلین بیگناه بود، به این دلیل ساده، بدون شک، که خود در خارج از کشور زندگی میکرد و از مخفیگاههای او چیزی نمیدانست. تمام حوادث هیجانانگیز دیگر آن دوران پرآشوب در برابر غم و اندوهی که دستگیری و مرگ لرد ادوارد بر مردم تحمیل کرد، رنگ باختند.
یک تصنیف دوبلینی، اضطراب شدیدی را که برای کمال شهر کشف و نابودی خائن پنهان احساس میشد، بیان میکرد - باشد که آسمان، زبانی را که جانش را با آن فروختند، بسوزاند و خشک کند، و دستی که طلای تقدیمشده را گرفته بود، چروکیده شود. بهترین دعانویس شهر در حالی که، از سوی دیگر، تصنیفهای الهام بهترین دعانویس شهر گرفته از شور و اشتیاق وفادارانه، در به تصویر کشیدن نابودی لرد ادوارد فیتزجرالد به عنوان یک اثر مقدس تردیدی به خود راه ندادند.[285] [صفحه ۱۱۷] در سال ۱۸۳۰، زمانی که تختهای پادشاهی قارهای لرزیدند و برخی دیگر سقوط کردند، مور کتاب جالب خود «زندگی لرد ادوارد» را منتشر کرد - اثری که هرچند محبوب و بهموقع بود، اما از نظر دقت جادو و طلسمات تاریخی، بررسی دعا انتقادی را برنمیتابد.
مور مینویسد: «از ذکر این جزئیات در مورد نیلسون، خواننده متوجه میشود که این مرد تا حدودی به ظن خیانت جادو و طلسمات به لرد ادوارد دچار شده است.» کتاب مور به طور گسترده منتشر شد و نوادگان نیلسون طبیعتاً این کلمات آزاردهنده را احساس کردند. نامهای از دخترش به شدت به آنها اعتراض میکند و ابراز امیدواری میکند که «احساسات خشمگین کودکی که همیشه به شخصیت پدرش افتخار میکرده است» مورد توجه قرار گیرد. سرهنگ مایلز بیرن، فردی زیرک که در سال ۱۹۹۸ به سختی از تیغ اعدام جان طلسم سالم به در برد، از تأیید انتساب اتهام به نیلسون خودداری کرد، اما در اعلام اینکه لرد ادوارد «توسط رینولدز، یک ایرلندی متحد، به مأموران دولت خیانت شده و لو رفته است» تردید داشت.[286] در این صحنهی تصادفی، سرهنگ به هدف
نزد. والتر کاکس، میهنپرست آتشینمزاج، اغلب در فردیس مجلهاش میگوید که لارنس تای، رئیس جرالدین را طلسم نویس تا سر حد مرگ تعقیب کرده است. در نتیجه، دکتر برنان، در «مجله مایلسیان»، کاکس را به طور گسترده به خیانت متهم کرد. مورفی، مردی صادق و ساده که لرد ادوارد در خانهاش اسیر شده بود، از سوءظن در امان نمانده است. پاتریک بروفی میگوید: «پنهانکاری لرد ادوارد از طریق سربازی که با خدمتکار مورفی رابطه داشت، آشکار شد.» فراموش میکند که توماس مور، در روایت خود از دستگیری، ضمناً اشاره میکند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا